تبليغاتX
RESPINA
به نام خدا

سلام

شاهکار جون یادته

دويديم و دويديم هيچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده دونده ها زیادن
دويديم و دويديم فايده نداشت دويدن
به همه چی رسيديم‏ به جز خود رسيدن
دويديم و دويديم اسپندا دود نکردن
گفتن فقط زير لب ‏کاش دیگه بر نگردن
تو گرگ و ميش ترديد گلایه رو ندیدیم
به خاطر رسيدن دويديم و دويديم
دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار
اون ور ديوارم باز خورديم به خط تکرار
دويديم و دويديم قصه زندگی بود‏
که واسه اون دويدن فقط ديوونگی بود

نظر شما چیه تو زندگیمون واسه چی داریم می دویم ؟ به خاطر کی داریم می دویم ؟ واسه خودمون ؟ واسه اون ؟ یا واسه...؟      می رسیم ایشالله...

یا علی 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

برای شاهکار خودم

کاش میشد از تو دلم  حرفامو بیرون بریزم
یه شبم اشکامو من  تو دامن اون بریزم
دلم من به این خوشه که یاری مثل اون داره
سر حرفش میمونه  این دیوونه تا جون داره

می خوان این دل خوشی رو ازم بگیرن  اگه اون بود نمی ذاشت
می خوان اتیش بزنن به هستی من   اگه اون بود نمی ذاشت
اگه اون بود نمی ذاشت  حال من این جوری باشه
نمی ذاشت حرفی و ترسی  دیگه از دوری باشه

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 0:0  توسط زری  |