|
|
|
|
|
به نام خدا سلام این ترانه رو خیلی دوست دارم خواستم نوستالژی بشه ... و طعنه ای هست به روزگار برای دوستانم یدی و مجید ( یادمان باشه باید امید داشته باشیم ) با سلام خدمت بابا / عرض کنم که غربت ما آنقدم بد نيست که ميگن/ راضيم الحمدلله يادمون دادن که اينجا / زندگي رو سخت نگيريم از غم ويروني تو / روزي صد دفعه نميريم يادمون دادن که ياد/ سوختن خونه نيفتيم خواب بود هر چي که ديديم / باد بود هر چي شنفتيم راستي چند وقته که رفتم/ بي غم و غزل سر کار روزگارم اي يدک نيست / شکر غربت گرم بازار من ستاره بردم اينجا / با بليطاي برنده راستي اونجا نور فانوس / يه شبش کرايه چنده؟ یا علی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 7:28 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام کاش می دونستیم کجاییم و چه جایگاهی داریم . کاش به حق خود قانع بودیم و حق کشی نمی کردیم و می دانستیم که هستیم و چه کاره ایم و یه احترامی هم برا دیگران قائل بودیم چرا که ؟ دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی می کنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است یا علی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام در نومیدی بسی امید است ... حتما شنیدین دیگه حسش هم کردین !! نومیدی رو میگم !!! خدایی نکرده به جایی رسیدین که نه راه پیش دارین و نه را پس ... (از ته دل) خدا بزرگه - خدا کریمه ! شکی نیست - امیدت به خدا باشه ! شکی نیست ولی .... نظر شما چیه ؟ امید ؟ نا امیدی؟ من که امیدوارم در عین ناامیدی ~ سخته ولی امیدوارم خدا گر زحکمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری یا علی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا سلام نمی دونم تا حالا به گوشه و کنار وبلاگها توجه کردین هر نوع تبلیغی گوشه و کنار و چند وقیته بالای وبلاگها دیده میشه از تبلیغات کلیک گرفته تا تبلیغات .... واقعا ارزشش رو داره ... که به خوایم اخلاق رو زیر پا بگذاریم به خاطر هیچ .... طرف حساب کلیکی ها نیستن اونایی هستن که هیچ سودی از این تبلیغات نمی برن ولی با این وجود هنوز این تبلیغات که زیاد چهره زیبایی ندارن تو وبشون خودنمایی میکنه ... یا علی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 4:15 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام چرا نمی خوایم قبول کنیم اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره يه نفر خوابش مياد و واسه ي خواب جا نداره دخترك مي گه خدا چرا ما .... مادرش مي گه هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره كاش يه روزي بشه كه ديگه نشه جمله اي ساخت نمی خواستم طولانی بشه ولی دلم هم نیومد حذفشون کنم چرا نمی خوایم قبول کنیم اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره یا علی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام شاهکار جون یادته دويديم و دويديم هيچ جا رامون ندادن نظر شما چیه تو زندگیمون واسه چی داریم می دویم ؟ به خاطر کی داریم می دویم ؟ واسه خودمون ؟ واسه اون ؟ یا واسه...؟ می رسیم ایشالله... یا علی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام برای شاهکار خودم کاش میشد از تو دلم حرفامو بیرون بریزم یا علی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام کار کنیم برا زندگی نه زندگی کنیم برا کار اینو همیشه با خودم میگفتم ولی الان عکس شده همه چیمون شده کار... چند روز پیش احسان یه تلنگر زد که خیلی وقته به کارای شخصیمون نرسیدیم مگه نه؟ راست میگفت همش گرفتار کار و کار و کار شدیم یا گرفتار کارمون کردن که دیگه خبری از اون شور حال قبلی نیست مگه چند سالمونه که از اون حس و حال افتادیم ؟ برا چی دیگه مزه زندگی رو حس نمی کنیم ؟ برا چی دیگه نمی رسیم دست مادرمونو ببوسیم و پدرمون بگیم خسته نباشی ؟ براچی خودمون رو تو کار گم کردیم ؟ که حتی نمی رسیم کارای شخصیمون رو انجام بدیم . ببخشید که تعمیم دادم اخه فک کنم خیلی ها هیمنجوری ان مگه نه ؟ یا علی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام داریم اسلام و اخلاق مسلمونی رو ترویج میدیم یوری جومونگ به مادربزرگش احترام می ذاره / تسو بدمن به مادرش احترام میذاره و از لفظ مادر جان استفاده می کنه ما تو رستگاران سرگردمون با سلام هیچ آشنایی نداره / دختر چادر به سر همه فن حریف سوپرمن سلام نمی کنه / بچه مایه دار که... اینجوری داریم اسلام رو به بقیه نشون می دیم نظر شما چیه ؟ به قهقرای دین نزدیک نشدیم ؟ این اسلام بی سلام دیگه از کجا اومد ... یا علی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام اینه داستان ما ِ نه کار ایناست نه کار اونا حالا کی می خوایم به خودمون بیایم و مسلمون باشیم خدا میدونه یه دشت سر سبز یه رود پر آب یا علی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
سلام اینو به دوستام میگم هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم نمی دونم پیشرفت رو برا کی گذاشتیم تو همه چی داریم به عقب بر میگردیم به عقب عقب .... حتی تو سطح فکرمون |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
به نام خدا این است آخر مسلمونی؟؟!! تو را گر مذهب و ایمان و دین است کجا دین مسلمانی چنین است داریم به کجا میریم میگفتم داریم دروغ میگیم داریم تهمت می زنیم دارم حق همدیگه رو میخوریم داریم ... مثلا مسلمونیم حالا کارمون به جایی رسیده که عشق را در خانه نهان باید کرد خدای را در پستوي خانه نهان بايد کرد یا علی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388ساعت 0:0 توسط زری
|
|
||